سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
326
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
آنجا كه فرموده لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ و در دو جهت زن و مرد با هم فرق دارند يكى آنكه زن را تشبيه به زراعت نموده در تكون و پيدايش وجود بشر و ديگر چون بنيه زن لطيف و هويّت وى ضعيفتر از مرد است و اين دو جهت تأثير دارد در حالات او اين است كه وظائف اجتماعيهاى كه محول به اوست فرق پيدا مىكند با مرد ، زن راجع بشئون زندگانى وظيفهاى دارد و مرد وظيفه ديگرى دارد كه هر يك بايستى انجام وظيفه دهند . خلاصه زن و مرد در غالب احكام عبادات و حقوق اجتماعى مساوى ميباشند و همان طورى كه مرد مستقل در امور اجتماعى است زن نيز استقلال دارد و در غالب امور اجتماعى حق مداخله دارد مثل كسب ، عمل ، ارث ، تجارت ، زراعت ، تعليم ، تعلم ، اخذ حقوق دفاع از دشمن و غير اينها از مواردى كه خلاف اقتضاى طبعش نباشد و عمده چيزى كه طبيعت زن مقتضى آن نيست قضاوت و ولايت و جهاد است . ( تفسير الميزان ) لكن با اينكه زن و مرد در بسيارى از شئونات و امور اجتماعى مثل استقلال فكر ، حريت ، تصرف ارادى در امور اجتماعى و فردى و تصرف و اختيار او در امور شخصى خود چنانچه فرمود فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ و غير اينها مساوى مىباشد با اينحال از بعضى جهات ديگر زن با مرد فرق دارد چنانچه اگر مقايسه شود متوسطين از مردها در خصوصيات كماليه مثل دماغ و قلب و شرائين و اعصاب و قواى بدنى و جثه قوىترند از زن لكن زن نيز بجهاتى مثل عاطفه ، رقت قلب ، ميل بجمال و زينت بر مرد امتياز دارد و ديگر از امتيازات مرد بر زن اين است كه حيات مرد حيات تعقلى است و حيات زن حيات احساساتى است . آرى حق زن نيست كه در قضاوت شرعى كه از روى كتاب الهى و سنت نبوى اخذ شده مداخله نمايد نه قضاوتى كه در دادگستريها كه از روى قوانين خارجه گرفته شده و قضات آن از قوانين شرع بىخبرند كه چنين قضاوتى نه بر زن رواست نه بر مرد بلكه رجوع بچنين حكوماتى رجوع بطاغوت است كه در كلام اللَّه از آن نهى شده آنجا كه فرموده أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ